زند با یک خلاء شروع شد. نه یک خلاء بازار — یک خلاء شخصی. بزرگ شدن در خارج از ایران، با پدر و مادری که از کشوری که ترکش کرده بودند حرف میزدند اما همیشه جایی داستان متوقف میشد. دنیایی پشت هویتت بود که حسش میکردی اما دسترسی نداشتی.
وقتی دربارهٔ یک رویداد تاریخی یا یک تحول فرهنگی حرف میزنی، میفهمی چقدر هست که یاد بگیری. و هر چه بیشتر یاد گرفتیم، بیشتر دیدیم چقدر چیزهایی بود که هرگز یادمان نداده بودند دربارٔ کشور خودمان. شروع کردیم به فکر کردن که چند ایرانی دیگر همین حس را دارند.
«قبل از اینکه بفهمی چه بر سر یک کشور میآید، باید داستانش را بشناسی.»
